۱۴ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

عاقا من ..

عاقا می گن من خیلی متوقعم

ولی بخدا اینطوری نیستم

اون پست منو کبری واسه آموزش کار با بیان و وبلاگ نیسی واسه دوستم کبری بود.

ایلامی ها خیلی مهربونند با دانشجوها..

ولی داخل شهرشو دوست ندارم در این دو سه ماه فقط دوبار بیرون رفتم معمولا وسایل مورد نیاز و یا از بوفه می گیرم یا میدم برام بگیرن 

یه نرم افزار ترجمه متون هست اسمش qترنسلیت هست رسما باهاش حال می کنم

یعنی سرعت ترجمه کردن منو چند برابر کرده

درس خوندن رو خیلیییییی دوست دارم چون دیگه غم هامو حس نمی کنم

واقعا محیط دانشگاه محیط آروم و با کلاسی هست و دنیای اداره جات و بخش اجرایی افتضاح وقانون جنگل در یک کلام ...



۲۷ آبان ۹۴ ، ۱۲:۳۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

آهنگ



۲۶ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

من خه مینم

من خیلی خسته م

یک عدد موجود پر از درد

هر روز یک واکنش نو و تازه از ادمای اطرافم می بینم

دیگه هیچی از هیچ کس بعید نیس

گاهی می ترسم از آدمایی که اطرافم هستند

حس می کنم نمی شناسمشون

چ دنیای حیله گیری .......خخخخخ


۲۳ آبان ۹۴ ، ۱۶:۳۵ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

چشم زمردی

عاقا رسما چشم زمردیموو از دست دادم دیگه

هیچ حرفی ندارم

ولی فدای یه تار موی شما دوستای خوبم

دیگه اصلا مهم نیس

۱۷ آبان ۹۴ ، ۱۹:۵۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
گل بارون زده بهاری

عاقا

 عاقا بیاین یه قضیه براتون بگم

چن وقت قبل تر از ااون نگا زمردیه طی یه قضیه کاری از قیافه یه پرستار خوشم اومد حس کردم شاید اونم خوشش اومده اما خبری ازش نشد

الان فرت و فرت از این پست های تو تلگرام می فرسته اما الان دیگه برام مهم نیس

من چشم زمردیمو می خوام


۱۴ آبان ۹۴ ، ۲۲:۱۶ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

love

من دوسش دارم ........

ولی دوست دارم یکی بزنم تو دهنش

البته اون منو میتونه خرد کنه خخخخخخخخ


۱۴ آبان ۹۴ ، ۲۱:۱۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

رمز

رمز وبلاگم تشکیل شده از رمز وبلاگ آوا و اسم خودم

یعنی دوتاشو باید بزنی

۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

همه چی تموم شد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۰۴ ۲ نظر
گل بارون زده بهاری

آفتاب

سلووووم

هوا آفتابی و آسمون روشن روشن

و این هوا به من امیدو انگیزه میده

به این نتیجه رسیدم اونچیزی که تو یزد به من آرامش میداد همین هوای همیشه افتابی ش بود

شاید نوعی مریضی روحی دارم آخه با دیدن بارون و هوای بارونی دلم پر میشه از غمو گلوم پر از بغض و چشام قلوب قولوب اشک می ریزه

اگه تو روز بارونی تو خونه باشم دق می کنم ولی اگه چن روز آفتابی پشت سر هم خونه باشم غمی ندارم

من عاااااااااشق نورم و از تاریکی و شب و بارون می ترسم

اگه یه روز بمیرم تو قبرم خیلی اذیت میشم چون هم سرده و هم تاریکه ..........

بارون هم بیاد خیس میشم فقط از همین قسمت های مردن بدم میاد وگرنه مرگ چیزی ارام بخشی اون دنیا می پری میری ژیش عزیزات

خدا کنه روحم اذیت نشه اون جا

حالا فعلا بی خیال مردن

فعلا که روجم شاده و زنده ام

خدایا بخاطر هوای آفتابی ممنونتم

آفتاب عاشقتم

http://img.tebyan.net/big/1390/10/20120103124429156_17.jpg




۱۲ آبان ۹۴ ، ۱۵:۳۳ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

سفر

بهش گفتم راجع به سفر فکر کردم

گفت:خیر باشه

گفتم :نمیام

گفته :اوکی

گفتم:ببخش

گفت :خواهش

اییییییییییییییییینقدر خوشم اومد گیر نداد خیلی با کلاس بود کلن کیف کردم


۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۳:۲۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری