۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

معده


یادمه قدیم قدیما وقتی مامانم معدش درد  می کرد همش می گفتم خب از کجا میدونه که دردش مال معده س ،اصن معده کجاس ؟

واااااای الان با تمام وجوودم می فهمم معده کجاس

خیلی حالم بده

امیدوارم هیچوقت مث من نشید

اصلا و ابدا حال و حوصله دکتر رفتن ندارم آزمایش وقرص و اندوسکوپی و ...


۱۳ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۴۹ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

روزه

آزاد و پیام نوذ امتحااشونو الان می گیرن

ولی ما خیلی گناه داریم

خب آدم روزه هم نگیره دلش می سوزه


۱۰ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

بی نطمی بی حدو حصر من


لیاقتمه هر چی سرم بیاد خیلی بی نظمم

۰۹ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

واااای واااااااااای بر من ......

سلاااااااام ..

ینی تنها چیزی که توش تخصص ندارم ناز خریدن و ناز کشیدنه و عذر خواهی از آدما برام خیلی سخته........

قبلنا اینهمه داغون نبودم نمی دونم چرا روز به روز بدتر میشم...

راستش استادمون از دست من و دوستم عصبی شده (چون دوتامون براش پاورهایی که ارایه دادیمو نفرستادیم)

بعد به اون یکی دوستم گفته بهشون بگو نیان سرجلسه حذفشون می کنم

منم به دوستم گفتم من بمیرم واسه درس و امتحان از کسی عذر خواهی نمی کنم بعد از اینکه امتحان دادم نمره ها رد شد چ پاس بشم و چ رد ،اون وقت میرم پیشش و بخاطر بی توجهیم عذر خواهیمی کنم

ااون رفیقم که مث من مورد غضب استاد واقع شده گفت ول کن استادو ،لوس بی مزه

ینی اون تو درجه والاتری از من قرار داره ...

البته اون دوست دومیم واسطه شده اجازه گرفته سرجلسه بریم حالا نمره پاورهارو که بهمون نمیده ولی بازم مهم نیس

خب این استادمون ذاتا از من و فری خوشش نمیاد

چون هیچوقت نه باهاش تماسی داشتیم و نه جهت کسب علم بیشتر اتاقش رفتیم ...

خب یکی از دوستای اجتماعیم استاد و هییت علمی دانشگاس ،دیگه همه استادا برام عادی ان ،مث بقیه دانشجوها استاد رو استاااااااد نمی بینم

ایام بکام

۰۸ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

سلام 3


به درجه ای از عرفان رسیدم که با کد فیلیپین تلگرام و سایر برنامه های مجازی رو ساختم خخخخخخخخ

ایام ایام امتحاناته

۰۷ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

خدا2

خدا .........ینی بین اینهمه آدمت رو زمین چرا هیچکس منو نمی فهمه وقتی من تمام تلاشمو می کنم همه رو بفهمم
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

ازدواج افسانه ای

سلاااااااااااام بر همگان ..

امروز رفتم دیدن دوستم ..چن روز پیش عقد کرده بود و تا دو هفته دیگه عروسیشونه

ازدواجشون ب نظر من فقط باید تو کتاب داستان ها بنویسند از بس هنوز باورش برای منم مشکله

دوستم از یه خانوده متعصب و سنتیه ، حتی منم با ازدواجش با این آقا مخالف بودم چون طرف چن سال از خودش کوچکتره

یک سال و نیم پیش باهم از طریق بی تالک آشنا شدن و پسره از طریق جی پی اس گوشی دوستم پیداش کرده بود و دو روز بعد از اولین ملاقات به

خواستگاریش رفت،دوست منم بخاطر اینکه از مرام پسره خیلی خوشش اومد بهش ج مثبت داد شب بله برون همه چی بهم خورد بخاطر اینکه مادر

داماد از دوستم خوشش نمی اومد و گفته بود سن دوستم بزرگ میزنه (دوستم 5 سال بزرگتره)

و ارتباطشون یک سال و نیم ادامه داشت تا و جالب اینجا ست که تو این یکسال و نیم پسره می خواست دوباره خودش تنهایی با خانواده دوستم

صحبت کنه و دوستم مخالف بود تا اینکه چن وقت پیش پسره به دوستم گفت می خوام با برادرت صحبت کنم و شب میرم خونه شون (مامان بابای

دوستم فوت شدن)و دوستمم هرچی ازش خواهش کرده بود نره گوشش بدهکار نبود و جالب تر اینجا بود که پسر تنهایی رفت خواستگاری و همه

شرایط رو قبول کرد و تنهایی رفتند محضر و عقد کردند و الان فقط بابای پسره میدونه ،حتی برادر و خواهراشم نمی دونند

و من چشام 4 تا شد ،یعنی خودم بجای دوستم استرس گرفتم الان

آخه خانواده دوستم خیلی متعصبن چطوری اجازه دادن بدون هماهنگی خانواده عقد کنند؟؟

یعنی غیر ممکن ها ممکن میشوند اگر خدا بخواهد...

آخه دوستم عاشق پسر عموش بود خانوداه عموش 4 سال مداوم خواستگاریش اومدن و اینها دختر بهشون ندادن ...

دوستم رو خیلیییییی دوست دارم اما بنظرم کارش اشتباه بود منطقی نبود و تا حدودی هم انسانی نبود چون مادر اون پسر بهرحال واسه ازدواجش

هزار تا آرزو داشته ......اینجوری مخفیانه ...اصلا باورم نمیشه برادراش چطور راضی شدند؟


۰۳ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

ازدواج 95

سال 95 شده سال ازدواج همه عشقولی ها .......

خخخخخخ

دوستمم دیروز با عشقش عقد کردن بعد از دوسال مخالفت های شدید

همکلاسیمم عقد کرد با دخترخالش بعد 8 سال ...و دوسال مخالفت خانوداده ها

سیروان بعد از یک سال ونیم فرودرین امسال عقد کرد البته از موافقت و مخالفت خانوداه هاشون خبر ندارم

داداشم ازدواج کرد البته با مخالفت نسبی بابای عروس

اوووووووووم خدایا شکرت

میخواستم این پستو یه جور دیگه بنویسم اما نشد.

۰۲ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری