۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

ازدواج مجدد

سلام 

امروز یکی از فامیل هامون رو دیدم 

دوباره ازدواج کرده بود 

داشتم فکر می کردم چقدر جدآ شدن از یکی و دوباره خواستگاری و آشنا شدن با یه خانواده دیگه و یه شرایط دیگه و نامزدی و جهاز و عروسی و پاگشاهای بعد عروسی و دوباره عادت کردن به شرایط جدید دیوانه کننده س 

طلاق خودش یه بار شدید منفی هست و ازدواج دوباره اعتماد دوباره اینبار خیلی با استرس و احتیاط گام جدید رو برداشتن چقدر می تونه سخت باشه 

خودش یه لبخند گنده رو لباش بود ولی من از اون همه تکرار بجای اون خسته بودم تازه طرف برای ازدواج دومش هم یه عروسی مفصل گرفته بودد.


۱۵ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۱۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

یک دو سه

ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽﻫﺎﻡ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﺭﻓﺘﻢ

ﻣﺰﺍﺭ...

ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ...!

ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽﺭﻓﺘﻢ،

ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ!!

ﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﯽﺑﺴﺘﻢ،

ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ...


ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ،

ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ...

ﻣﺮﺩﻩﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ...

ﻗﺪﯾﻤﯽﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩﺗﺮ...

ﺟﺪﯾﺪﯼﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷَﮑﯿﻞﺗﺮ...

ﻧﻤﯽﺩﻭﻧﻢ...!!!!


ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎﻡ ﺭﻓﺖ... ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ

ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ...!

ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ...

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ...

ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﻧﻤﯽﺍﻭﻣﺪ ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ

ﻣﺮﺩﻩﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﯾﻢ...

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩﻫﺎ

ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﭘﺎ ﻣﯿﺰﺍﺭﯾﻢ...!


ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯽﻣﻮﻧﺪﯾﻢ...

ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩ!



📚

۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

یزد

وقتی کارشناسی دانشگاه یزد بودم اگر بگم در بدترین شرایط اقتصادی دوران جوانیم بودم دروغ نگفتم ولی عجیب اروم بودم محیط آرومی داشت و اینو همه می گفتن , کویر آرامش خاصی به آدم میده , وقتی فارغ تحصیل شدم و داشتم برگشتم خونه , کل مسیر رو اشک می ریختم بخاطر خداحافظی با آرامشی که داشتم.

۰۲ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری