۹ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

یادبود......

یه جا نوشته بود دوست دارم خودم رو به مردن بزنم تا روزگار دیگه کاری به کارم نداشته باشه.............

دقیقا رو همون حالتم

مث همیشه سر در گم ....

گم شده ام تو دنیای آدما

نمی دونم خوب چیه  و بد چیه ....

شاید من زیادی سخت گیرم ...

خااااااااااااااااااک بر سرت

بعد از 27 سال زندگی تکلیفت مشخص نیس

معلوم نیس چ فازی هستی

نمی دونی خوب باشی یا بد


۳۰ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

خوب یا بد ؟

حالم خوبه فقط کمی خسته م .........
اون نگاه زمردی مال منه ولی وضعش خیلی داغوون بود بی خیالش شدم ..........
ایندفعه من خوشم اومد طرف هم خوشش اومد ولی من از مدل خوش اومدن اون خوشم نیومد ........
معمولا وقتی من از یکی خوشم میاد طرف از چهره بچگونه و اندامم خوشش میاد واین برای من خیلی ناگواره ...
چون خودم خیلی ویژگی های خوب دارم مهربونم مودبم و حسود نیستم و فکر کنم تا حدود زیادی با گذشتم .........ولی آقایون اصلا این چیزا براشون مهم نیست و از هر کی که پرسیدم چرا جذب من شدی بعد از تعریفی اجمالی از شخصیتم کلیک می کنه رو فرم لب و هیکلم واین اعصاب منو به گند می کشه
تف به روحتون آقایون که فقط فکر عشق و حالید....بنظر من چشمام خوشگلتر از لبم هست هر کی هم می گه قشنگ ترین عضو صورتت لبته بیخود کرده ...
  • خودم خیلی ناراحتم که هنوز کسی رو پیدا نکردم که جذب قلب مهربونم بشه ......

۲۵ مهر ۹۴ ، ۲۰:۲۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

از خودم دور شدم ........

این روزها حس می کنم فاصله زیادی بین خودم  ودنیای خودم به وجود اومده طوری که گاهی دوست دارم بمیرم و می گم خدایا اگر میشد منو پیش خودت برگردونی ازت ممنون می شدم و می خوام آدم خوبی بشم تا خدا خودش منو برگردونه ........

دلم سخت گرفته و یک بغض یخ زده گوشه قلبمه ....

تنها چیزی که بهش گرما میده یه نگاه زمردیه که گاهی حس می کنم از او هم دور شدم..........

فقط به این دل خوشم یک حس متقابل دارم لا اقل تا الان اینجوری برام ثابت شده ...

اگه چیزای جدیدتری دستم اومد خبرتون می کنم.

۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۰:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

غرور

غرور مزخرفی وجودم رو گرفته و نمی زاره مهربون باشم ......

خدایا چرا من اینطوری شدم .......


۱۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

راستی

راستی امروز تو یکی از گروههای تلگرامم تصویر خودکشی دختر و پسری با تفنگ شکاری تو ماشین پخش شده بود که واقعا دلم به درد اومد و مغز یکیشون افتاده بود وسط خیابون .....

۱۵ مهر ۹۴ ، ۰۹:۴۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

سرررررررررام

سرام یعنی سلام به زبون بچه ها

دیروز اومدم خونه ساعت ده از اونجا راه افتادم و پنج رسیدم خونه و دو ساغت و نیم   معطل شدم بین راه

گاهی وقتا میزنه به سرم انصراف بدم بعدن می گم خجالت بکش

عاقا دفتر کلاسورمو یه روز جا گذاشتم بعد روز بعد رفتم تحویل بگیرم دست آشپز ها بودم و رفتم ازشون گرفتم اومدم تو کلاس جزوه بنویسم دیدم طرفی که جزوه رو بهم داده شماره شو تو دفترم نوشته از خنده پوکیدم

خلاقیتش تو حلقم ....

یک عالـــــــــــــــــــــــــمه پاورپوینت و مقاله  وتحقیق دانشگاهی دارم

که خیلی می ترسم از عهده ش بر نیام

الانم کلی کار دارم

ممنونم از مینا و فریبا و زی زی عزیز که با نظراتشون منو دلگرم کردن ........

فدا مداتون .

۱۵ مهر ۹۴ ، ۰۸:۲۷ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

مهربانی

می خوام مهربان و عاشق باشم

مهم نیست بقیه به مزاجشون خوش بیاد یا نیاد .......

و می خوام این حس رو به لحظه منتقل کنم .......
یعنی اگه تو لحظه هم عصبانی نشم و بایه سکوت و یه لبخند برگردم به همون چنور رویایی
فردا بر می گردم ایلاااااااام
تنها چیزی که منو خسته می کنه سرویس های بی نهایت مزخرفشه
ولی خب اساتید رو خیلی دوست دارم
همکلاسی هامم دو تاشون هم استانیمن و چهارتاشون ساکن خود ایلام هستند
 



۱۰ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۶ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

یه شعر عاشقانه کوردی

له گه ل تومه پری زاده ی جوانم

له گه ل تومه خه یالی خه ونه کانم

له گل تومه که تو بوی ئه و گوله ی وا

شنه ی عه شقی به تینی دا به گیانم

من و تو هه ر به یک شادین ئه زانم

ئه تو هه وری سپی و من ئاسمانم

ئه گر بو تاقه روژی دور بی یارم

له ئاسمان و زه وی بی ناو نیشانم 

ئه گرچی ماله که م چوله ده میکه 

هه تاکو روژی ماوم چاوه روانم 

شه وانه تاکو روژ,روژیش هه تا شه و

له خه لوه ت دام له گه ل ئاواته کانم

خودایه تو بله ی ئه و روژه بیت وا

بیبنم دست له دست یار له ژووانم 

ئه من مست و ئه سیری زولفی تو بوم

له کوی یارم؟! وه ره دردت له گیانم

ته نانه ت تو وه ره حالم بزانه

وجودت مه رهمه بو زامه کانم

۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۷:۳۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری

روزهای ایلام من .........

با سلام خدمت همگی ........

دوستان و همراهان عزیزم 

الان یک عدد چنور در ایلام  براتون می نویسه 

محیط خوابگاه و دانشگاه قشنگی داره 

هر چند خیلی ساده اما بی نهایت صمیمی .....

با اون دوست مجازیم دوباره قرار گذاشتیم و این بار خودش منو رد کرد .

گفت بدلم ننشستی البته شب قبلش هم من بهش گفته بودم با هم تضاد اخلاقی داریم و نمی خوامت 

فکر کنم دست پیش رو جلو اندخت 

اون نگاه زمردی رو دوباره یافتم و بیش از قبل اسیرش شدم ......


۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۴:۰۷ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گل بارون زده بهاری