روزای خوب
دوشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۹، ۰۳:۰۶ ق.ظ
میشه گفت به آرزوی محالم رسیدم
و پدر مادر بنی رو مث پدر مادر خودم دوست دارم و اونا هم منو مث دختر کوچولوی خودشون می دونن و حتی مادر شوهرم برام هله هوله میخره که هر وقت حوصلم سر رفت یه چیزی باشه بخورم...
به این نتیجه رسیدم واقعا دعای خیر پدر و مادرم در حقم مستجاب شده
و فردا اولین جلسه کالجم هست...
همه چی تو این مسیر به طرز شگفت انگیزی انگار طبق یه برنامه ریزی خاص فراطبیعی انجام شده و همین منو شگفت زده می کنه
امیدوارم بقیه مسیر زندگیم همینطور پیش بره....
۹۹/۰۸/۰۵