دلم پوکید 
نتونستم بهش زنگ زدم 
انگار اونم دلتنگ بود ,حدود یک ساعت و نیم از هر دری سخنی گفتیم ...
کلی درد و دل کردیم 
و حرف خیلی قشنگی زد 
گفت با آدمای ضعیف تر از خودت دوست نشو 
چون همیشه برای پنهان کردن ضعف شون می توان تو رو به خاک بمالن 
و کاملا با حرفش موافقم 
متاسفانه نمی تونم دوسش نداشته باشم 
فقط یه چیز خنده دار بگم ...
گاهی حس می کنم ترنس هست و ذاتش دختره 
چون همش تو گروه اشپزی و خیاطی و چرم دوزی و عرق گیری و ترشی و ...اینا هست 
تازه با هویت دختر هم تو این گروه ها شرکت داره 
دلم برای خودم سوخت که عاشق یک ترنس شدم (البته حدسه ها)