نه

دیگر یقین دارم 

از یادم نمی‌روی 

تنها دائم

جایت را در خاطرم 

عوض می‌کنی


یک بار بی‌خبر

از آن روز بارانی رفتی 


من تمام راه را 

تا خانه گریستم

اما چند روز بعد

بر کاناپه به خواب رفته‌ بودی

خواستم بیدارت کنم که باز رفته بودی 

دوباره انگار از همه‌جا رفتی

حتا از جاهایی که هیچ‌گاه نبودی


امروز 

از بوی دود فهمیدم

در بالکن سیگار می‌کشی


(م.تدینی)


#شعر_برگزیده